دلنوشته های عاشقانه با چاشنی محبت

ازبوسه های قلابی تلفنی خسه شدم

ازبغل های محکم اس ام اسی

 از عشق بازی های داغ چت

 از همه خسته ام

 تو کنارم باش

 هوای تنت کافیست....

 

تو
خواستنی باش
من به خواستنت
توانستن ها نذر کرده ام ...

 

عشقه من . . .

تو رفتی و اینها میمانند . . .

یک آه . . .

یک بغض لعنتی . . .

و یک سوال بی جواب . . .؟

آیا هنوز هم گاهی دلت برایم تنگ میشود ؟؟؟؟

 

 

 

تو فقط
یک « دوستت دارم » بگو
تا به سعدی و حافظ بگویم
شعر یعنی چه ...

 


محتاجم

محتاج یک فنجان چای

که پهلویش تو باشی

 

داشتنِ تــــــــو ❤️
یعنے بروند به جهنـــم تمامِ نداشتن‌ها ...

 

عشق من . . .

سادگیم را . . .

یکرنگی ام را . . .

به پای حماقتم نگذار . . .

خودم انتخاب کردم که ساده باشم و دیگران را دور نزنم . . .

وگرنه بد بودن و فریب دادن دیگران آسانترین کار دنیاست . . .

بلد بودن نمیخواهد . . .

 

برای دست گرمت را گرفتن
فرصت خوبی‌ست
از این رو دوست دارم
سردی فصل زمستان را!

 

 

عشقه من . . .

بهانه نیاور . . .  رفتنت برای بودن با دیگری بود . . .

نه تقدیر را گردن بزن و نه به دستهای روزگار کاری داشته باش . . .

مسئله دستهای تو بود که در دستهای دیگری  جا خوش کرده بود . . .

بیخیالت میشوم برو . . .

من اگر من باشم اشکی برای کسی که مرا مفت فروخت نمیریزم . . .

 

 

خدایا مرا چه طعمی آفریدی که

همه از من زود سیر می شوند

 

 

سخت است ببازی تمام  احساس پاکت را . . .

وهنوزنفهمیده باشی اصلا آن لعنتی دوستت داشت یا نه؟؟؟



[ چهارشنبه 6 شهریور 1398 ] [ 12:16 ب.ظ ] [ مدیر ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات